
به گزارش تبیان به نقل از پایگاه خبری چطور، موفق بودن با واژهها و تعاریف گوناگونی توصیف میشود اما موفق نشدن و شکست همیشه به یک روش توصیف میشود: «شکست، ناتوانی فرد در دستیابی به اهداف زندگیاش است، حال این اهداف هرچه که باشد». در این مقاله، ۱۰ مورد از عوامل شکست افراد در دستیابی به اهدافشان و نرسیدن به موفقیت مطرح شده است.
ریچارد برنسون میگوید: «افراد موفق میدانند که زمان، خود بهتنهایی ارزشمندتر از پول است». افراد ناموفق برای زمان خود ارزش قائل نمیشوند. آنها در هر جایی و هر زمانی دیده میشوند، زیرا توانایی اختصاص زمان برای اهداف خود را ندارند.
بهعبارتدیگر کارهای آنها مرتب روی هم تلنبار میشود، زیرا زمان کافی برای کارهای قبلی خود تخصیص ندادهاند. بنابراین تحقق اهدافشان همیشه بهتعویق میافتد. مهارتهای مدیریت زمان و قدرت نه گفتن، گامی برای دستیابی به موفقیت در زندگی شماست.
روی دیزنی میگوید: «تصمیمگیری، زمانیکه میدانید ارزشهایتان چه هستند سخت نخواهد بود». هرچه هدف مهمتر باشد، در سلسلهمراتب ارزشهایتان در مرتبهی بالاتری قرار خواهد داشت و وقت و انرژی بیشتری برای آن خواهید گذاشت. هرچه هدف کماهمیتتر باشد، در سلسلهمراتب ارزشهایتان مرتبهی پایینتری به خود اختصاص خواهد داد و زمان و انرژی کمتری نیاز خواهد داشت. افراد ناموفق کارهای زیادی انجام میدهند، اما این کارها اثربخش نیست زیرا در مسیر اهدافشان نیست و کارهای پراکنده و بیهدفی محسوب میشوند. نوشتن اهداف و استراتژیهایی که میتواند به تحقق این اهداف کمک کند، شما را در تشخیص کارهایی که به اهدافتان نمیرساند، یاری میکند.
آنها گلهای رُز را بدون خارهایش و بچه را بدون درد زایمان میخواهند و گلدانی از طلا را در پایان رنگینکمان میخواهند، بدون اینکه طوفان را از سر گذرانده باشند.
استفان کاوی میگوید: «بهنظر میرسد افراد فکر میکنند که موفقیت در یک حوزه میتواند شکست در حوزههای دیگر را جبران کند؛ اما واقعا میتواند؟ اثربخشی واقعی به تعادل نیاز دارد». اگر رئیستان بهشدت از شما کار میکشد که باعث شده واقعاً از شغلتان متنفر شوید، این دلیل نمیشود که کارتان را متوقف کنید یا آن را در حد متوسط انجام دهید. شما برای حضور در آن سازمان پول دریافت میکنید، بنابراین کارتان را صحیح انجام دهید. افراد ناموفق افرادی هستند که از گرفتن امتیازات بد ناراحت نیستند و به خود زحمت نمیدهند تا روشهای مؤثری که به توانایی آنها کمک کند و باعث ارتقای سطح فعلی آنها شود، پبدا کنند.
اوپرا وینفری میگوید: «شما درواقع آن چیزی هستید که به آن اعتقاد دارید». افراد ناموفق تمایل دارند جملاتی اینچنین بیان کنند: «من در ریاضی و محاسبات خوب نیستم»، «من از مطالعه متنفرم» و یا «من فکر میکنم توانایی راه اندازی کسب و کاری موفق را ندارم». آنها برای خود محدودیتهایی ایجاد میکنند و درصدد توجیه رفتارشان هستند. تفکر دربارهی اینکه شما بهاندازهی دیگران، باهوش و با استعداد نیستید را رها کنید. آنچه زندگیتان از شما انتظار دارد این است که بیشترین حد خود و بهترین برای خود و برای دیگران باشید.
بیل گیتس میگوید: «اگر نمیتوانید کاری را خوب انجام دهید، لااقل کاری کنید که خوب به نظر برسد». این افراد دلایلی خواهند آورد و استدلال خواهند کرد که چرا نمیتوانند کار را به انجام برسانند. آنها فاقد تخیل هستند و همیشه راههایی پیدا میکنند که ناتوانی خود را توجیه کنند. بهترین درمان برای این مسئله، این است که هر وقت ذهنتان شروع به بهانهتراشی میکند، آن را متوقف کنید و موتور ذهنتان را برای شروع کار دوباره به راه بیندازید.
جان ولفگانگ فون گوته میگوید: «شما بهسادگی میتوانید شخصیت افراد را با این روش قضاوت کنید؛ اینکه افراد وقتی هیچ کاری برای فردی انجام نمیدهند، در برابر او چگونه رفتار میکنند». افراد ناموفق معمولا تمایلی به کسب هوش اجتماعی ندارند. آنها جملاتی این چنین بر زبان میآورند: «خب حداقل من صادق هستم» یا «من اینطوری هستم و با بقیه اینطور برخورد میکنم». آنها نمیدانند با دیگران چگونه رفتار کنند و تمایل دارند اکثر مواقع به دلایل نامشخص متکبر باشند.
پابلو پیکاسو میگوید: «تعویق کارها به فردا، زمان را از بین خواهد برد». آنها معمولا کارها را بهتعویق میاندازند، بدون اینکه شرمنده بشوند. این موضوع به گذشتهی آنان برمیگردد که ارزش زمان را درک نکردهاند. آنها طوری زندگی میکنند که انگار زمان زیادی را ذخیره دارند.
لس براون میگوید: «کارها را امروز انجام دهید، آیندهی خود شما برای این کار از شما تشکر خواهد کرد». افراد ناموفق گرایش دارند که رد پاهایی در ماسههای زمان شکل دهند و آن را عمق ببخشند. آنها میتوانند دربارهی یک برنامه بزرگ صحبت کنند و رؤیای بزرگی دربارهی آن بسازند اما شجاعت این را ندارند که در مسیر حرکت قرار بگیرند. رؤیاپردازی را دربارهی آنچه رخ خواهد داد، متوقف کنید. رؤیاها بهخودیخود بد نیستند اما برخیزید، در صحنه حضور پیدا کنید و کاری انجام دهید. جلسات در کافیشاپ را تمام کنید و بروید تا کاری را بهانجام برسانید.
برچسب:
نویسنده: کیارش اسدیان